مغالطهی تعریف چیست؟
گونههای مختلفی از مغالطهی تعریف وجود دارد. گونهای از آن که در اینجا موضوع بحث است هنگامی اتفاق میافتد که فردی ادعا میکند عبارتی را تعریف کرده است، اما بهجای ارائهی یک تعریف صحیح، آن را در جهت مقاصد خویش توصیف کرده است. یا گاهی یک عبارت به عمد طوری تعریف شده است که مخاطب یا شنونده را فریب بدهد.
مثال 1:
تعریف دموکراسی این است که دست از سر من برداری و به کار خودت برسی.
مثال 2:
اجازه بده برایت رشتهی فلسفه را توضیح بدهم: تعریف فلسفه این است که حرفهای مهمل و بیمعنا بپرانی.
مثال 3:
مرفهبودن اینگونه تعریف میشود که تو چیزی را مسئله نپنداری، زیرا آن چیز برای تو مسئله نیست.
در هر کدام از این مثالها دو خصیصهی مشترک هست. نخست اینکه تعریف ارائهشده نادرست است. دوم اینکه تعریف جانبدارانه و فریبنده است. به یاد داشته باشیم که تعریفها باید تا حد امکان شفاف و جامع باشند و عاری از ابهام، ایهام و اشارات قلدرمآبانه باشند. اگر تعریف فاقد این خصایص باشد، باید دربارهی آن جانب احتیاط را رعایت کرد.
ترجمه از
Van Vleet, jackob. E, 2021, Informal Logical Fallacies: A Brief Guide, HamiltonBooks, p. 28.
کلمات کلیدی: مغالطههای غیرصوری، تعریف، تفکر نقادانه